پست مدرنیسم
پست مدرنیسم
تهیه کننده:
زینب حسن پور خوشقلب
پست مدرنیسم یعنی ادعای برگشتن از مدرنیسم یا فرانوگرایی واز لحاظ لغوی به معنی بعد از لحظۀ حال است.کاربرد واژه پسا مدرنیسم را می توان از دهۀ 1870.م .دنبال کرد. ظاهرأ اولین باراین تعبیر رادر عبارات جان واتکینز چایمن(هنرمند بریتانیایی)در واکنش به مدرنیسم می توان مشاهده کرد.آرنولدتوین بی مورخ معاصر انگلیسی در تقسیم بندی تاریخ تمدن خود؛ مرحلۀ بسط تمدن غربی پس ازسال 1875 .م.را پسامدرن می نامد.امّا رواج و کاربرد گسترده و متنوع این واژه در حوزه های مختلف هنر و معماری ،فلسفه وادبیات داستانی و حتّی سیاست به سالهای 1960-1970برمی گردد وبا مطرح شدن آرای نویسندگان چون میشل فوکو،ژان بودیار،ژاک دریدا،فرانسوا لیوتار واز جهاتی در نظریات مارتین هیدگر می توان جستجو کرد.
علیرغم اینکه اصطلاح پست مدرنیسم نزد افراد و با گرایش های مختلف یکسان به کار نمی رود،اما همه آنهادر این نکته که پست مدرنیسم بیانگر بحران مدرنیته و روح مضطرب بیمار تمدن غربی می باشد متفّق القولند.بنابر این قبل از ورود به بحث پست مدرنیسم ابتدا باید مشخص شود که دنیای پست مدرن شامل چه نوع تحولاتی است.کلا"در جوامع تحولاتی که وجود دارند یا تحولات اجتماعی اند یا تحولات فکری. تحولات اجتماعی به تحولاتی گفته میشود که همه مردم را وارد نظام پر تکاپوی اجتماعی کرده و برای آنان حق وحقوق خاصی ایجاد می کندتحولات فکری به تحولاتی گفته می شود که ایدئولوزی عصر و زمینه ساز بروز تحولات اجتماعی است.تحولات فکری مقدمه ای برای تحولات اجتماعی است برای مثال مدرنیسم که تحول فکری است باعث ایجاد لیبرالیسم که تحول اجتماعی بشمار می رود شد.پست مدرنیسم برطبق این تعریف تحول فکری بشمار می رود.بنابر این هر نوع تلاش ذهنی از درک پست مدرنیسم در نیم نگاه اول نیازمندفهم مدرنیته است.
تعریف مدرن و ویژگی های مدرنیسم
مدرن به معنی نو وجدید و مدرنیته به معنای قبول هر آنچه نو وجدید است. مدرنیسم یعنی عبور از سنت ومکتبی است که گرایش اجتماعی ،سیاسی،فلسفی را به مدرنیته توجیه می کند.آغاز مدرنیته رااواخر قرن شانزدهم و زمان فرانسیس بیکن می دانند.برخی از مورخان بنیان گذاری فلسفه مدرنیته را به دکارت نسبت می دهند. مدرنیسم به دوره ای اطلاق می شود که در آن آرمانهای بورژوایی، جهان اندیشی، علم باوری ، کلی گرایی وفراروایت ها حوزه های گسترده ای را در جهان ما تشکیل داده است. در علم جغرافیا این جریان همراه با استعمار سرزمین ها، اکتشافات جغرافیایی، تسلط انسان بر طبیعت و کنترل آن از طریق بکار گیری علم و تکنولوژی سبب شده و بدنبال آن تخریب محیط زیست جهان را شدّت بخشیده است. عناصر سازنده چارچوب مدرنیسم عقلانیت، حقیقت ، سنت ، اخلاق و تاریخ است.ماکس وبر مدرنیته را افسون زدایی می خواند یعنی بکار گیری تمامی امکانات درجهت بهبود اوضاع اقتصادی و تولیدی.و در مرحله بعدی نیل به بلوغ را مطرح میکند.یعنی توانایی خودکفایی در صنعت وتکنولوزی و ایجاد علم مرتبط با آن.((الوین تافلر))از این مرحله به نام موج دوم یاد می کند که از قرن هفده به بعد با انقلاب صنعتی در اروپا شروع شده است و ویزگی های زیر را برای تمدن صنعتی مدرن مطرح می کند : استاندارد سازی "تخصصی کردن کردن" همزمان سازی "یعنی زمان مساوی است با پول که باید از آن استفاده کرد.تراکم انرزی"جمعیت"کار و سرمایه"نوعی شیفتگی وبزرگی در رشد و تمرکزاقتصادی و قدرت .
پست مدرنیسم
همانطور که گفته شداز ربع آخر قرن بیستم است که اندیشه پست مدرنیسم میاندار عرصه تفکر شده است.و وضع روحی فکری واخلاقی دوران اخیر غرب را شکل می دهد.پست مدرن درکل در مرحله گذر از مفاهیم بنیادی و آرمان ها و چشم اندازهایی است که از قرن هیجدهم هدایتگر تمدن غربی بوده است.پست مدرن سنتزی از سنت ومدرنیسم است. سه تز اصلی که مدرنیسم وپست مدرن را از هم جدا می کند بطور خلاصه عبارتند از :
1-تز نوع فرهنگی:مدرنیزاسیون یک فرایند تمایز فرهنگی است و میگوید که فرهنگ ها از هم جدا می شوند و با هم متفاوتند. در حالیکه پست مدرنیسم یک فرایند ضد تمایز فرهنگی است.
2-تز نوع فرهنگی:گفته می شود مدرنیسم یک فرماسیون گفتمانی است یعنی همه چیز در قالب گفتمان شکل می گیرد در حالیکه پست مدرنیسم یک فرماسیون فرهنگی تصویری و علامتی نشانه ای است.
3-تز قشر بندی اجتماعی :یعنی تولید کنندگان و مخاطبان اصلی فرهنگ مدرنیست و پست مدرنیستی طبقات در حال زوال و طبقات در حال ظهور را به صورت بخشی شکل می دهد.طبقاتی که در گذشته بوده اند رو به زوال می روند و طبقات جدیدی جای آنان را می گیرند.هابرماس مدرنیته را پروزه ناتمام می داند. از نظرپست مدر نیسم ها نظریات استوار بر مفاهیم مطلق ،حقیقت ،ایدئولوژی،خرد، علوم در واقع چیزی نیستند مگر مشتی ساختارهای تصنعی و حقیقت نسبی است.هیچ چیز در طبیعت ذاتی نیست و همه چیز حاصل زمان و تصادف است .در مکتب مدرنیسم کل گرایی در شناخت مطرح است . حال آنکه در پست مدرنیسم دست کشیدن از کل گرایی در مقوله شناخت مطرح است(0روش استقرایی در پست مدرنیسم جایگزین روش قیاسی در مدرنیسم می شود.).در پست مدرنیسم نه فقط زندگی ظاهری و ایده ها و ارزش ها و افکار زیر سوال می رود بلکه خود علوم هم زیر سوال می رود .در مدر نیسم روش شناسی مبتنی بر عقل و تجربه است.اما در پست مدر نیسم نفی علل گرایی و تجربه گرایی است.در روش کلاسیک بیان می شد که مدیران فقط باید صحبت کنند.و تاثیر بگذارند. مدرنیست ها می خواهند قدرت در دست مدیریت متمرکز شود. در حالیکه پست مدرن ها گرایش دارند اختیار و قدرت را بوسیله ی افزایش تعداد سهام دارانی که صدای آنان در فرایند تصمیم گیری به گوش می رسد منتشر و پراکنده کنند.میشل فوکو می گوید:دانش ها از نو ترکیب شده اند و ما دانش خاص نداریم ودانش به قدرت تبدیل شده و قدرت بر انسان چیره گشته و انسان دوباره زیر دست و پای علم توام با قدرت دست وپا می زند.فوکو در بحث های زیادی که در مورد تیمارستان ها و زندان ها دارد می گوید:تمام علوم جدید به شکل بهره برداری از قدرت است.و برای اینکه افراد را در چارچوبی قرار دهدکه سطح محض علم باشد او علوم جدیدی مثل پزشکی را زیر سوال می برد. چون معتقد است پزشکی هم به قدرتی تبدیل شده که انسان را به بند کشیده است او علوم انسانی مثل روانشناسی و جامعه شناسی را هم زیر سوال می برد زیرا عقیده دارد که اینها دارند به قدرت و سلطه کمک میکنند.سابق از راه های خشن برای فشار بر مردم استفاده می شد ولی امروزه روانشناسان به کمک آمده و راه های بسیار ظریفی را به صاحبان سرمایه آموخته اند که افراد را به خواست خود شان وادار کنند که علیه خودشان شهادت دهند.و این کار را می توان در تبلیغات روانی مشاهده کرد..یکی از مسایلی که در پست مدرنیسم مورد سوال قرار گرفته روایت تاریخی گری است.روایت تاریخی گری آن روایتی بود که بر حسب آن جهان از یک روند منسجم پیروی می کند.دوره بندی هایی وجود داردو اصولی بر این دوره بندی ها حاکم است و هر دوره جانشین دوره بعدی می شودوبشر می تواند ویزگیهای دورآینده را پیش بینی کند.در این دیدگاه تاریخ بشر یکپارچه است وهمه چیز به صورت خطی پیش می رود و بشر بر روی آن جرکت می کند.این مسئله در جامعه شناسی هم خیلی مورد سوال قرار گرفته است.بطور کلی پسامدرن ها موضوع تکامل گرایی را که یکی از ویزگی های عصر جدید است مورد سوال قرار می دهند.و معتقد به زوال مدرنیته هستند. یعنی معتقدند نه تنها تکاملی وجود ندارد بلکه تکامل معنا ندارد در دوره آینده شاهد به سوی انحطاط برویم.هیچ وقت نباید دنبال جامعه موعود باشیم که در آینده از آن برخوردار خواهیم شد. به هیچ جیز نمی توان اعتماد کرد و ما در حالتی بسر می بریم که باید نسبی فکر کنیم.فوکو نه تنها به علوم طبیعی و پزشکی و علوم انسانی بدبین ومردد است بلکه همه چیز را نسبی می داند ویک نوع برگشتی به عقب دارد. نظرات فوکو حالت نهیلیستی دارد.حالتی که هیچ چیز ثابت و مطلق نیست.در پست مدرن مدرنیته شکاف بر می دارد ولی امر مطلوبی که جای آن را بگیرد پیش نیامده است.بنابر این می بینیم که پست مدرنیسم نسبی گرایی عدم انسجام و یکپارجگی را تا حدی پیش می برد که منجر به سرگردانی می شود.
اصول پست مدرنیسم
1. انکار حقیقت و بی اعتباری به سنت و مدرنیسم.
2. انکار واقعیت، بر اساس این مکتب هیچ واقعیت نهایی وجود ندارد.
3. زندگی انسان وانمودی از واقعیت است ،از این رو غیر واقعی است.
4. پست مدرنیسم بر بی معنایی استوار است.
5. شکاّکیت،باید در هر چیز شّک کرد و هیچ چیز را به تمامی نپذیرفت.
6. تنوع و تکثر گرایی، بر چند گانگی فرهنگ ها، قومیت، نژاد وجنسیت، حقیقت و حتی خود تأکید می کند و معتقد است که هیچیک از این ها نباید بر دیگری ترجیح داده شود.در مطالعه پست مدرن به چند موضوع عمده می توان اشاره کرد:
الف)در پست مدر نیسم یک پارادایم واحد و یا تنها یک متن وجود ندارد.
ب)پست مدر نیسم به عنوان یک عصر ظهور فرهنگ جدید از زندگی اجتماعی و نظام اقتصادی را اعلام میدارد.
ج)در پست مدرن یک ندا و یک حقیقت وجود ندارد بلکه در آن نداها و حقایق گوناگون شنیده می شود.
د)پست مدرنیسم به منزله یک روش با بی اعتقادی و ناباوری به نفی فرا روایت ها و قدرت ایدئولوزیی فراگیر می پردازد.در اینجا نظریه های مختلف پدیده های مختلفی خلق می کنند.و هر نظریه می تواند اندکی ازامتیازها را دارا باشد.از این نظر شک اندیشی نسبت به متخصصان و مرزهای علوم را بیان می کند. و معتقد است که فراروایت ها نباید چارچوب نظریه های اجتماعی را به وجود آورد.ژان بودریار یکی از متفکران فرانسه می گوید:جهان پسا مدرن جهان شبیه سازی است وبه همین دلیل دیزنی لند و تلویزیون واقعیت های امریکا را تشکیل می دهند. از نظر بودریار وارد جهان فرا واقعی شده ایم. به عبارت دیگر واقعیت تولید می شود ولی از قدرت ما خارج است.آنچه ما از واقعیت و جهان می بینیم در واقع تصویری است که به ما نشان داده می شودامریکایی ها بطور متوسط روزانه 7ساعت به تماشای تلویزیون می نشینند در نتیجه دلبستگی به سطح و ظاهر بیش از توجه به منشا و ریشه می باشد.مرد یا زن عصر پست مدرن به شدت تحت تاثیر جریان های اطلاع رسانی وجهان شبیه سازی قرار می گیرد.او احساس می کند که به یک جزیره یا مکان امن و خصوصی احتیاج دارد واین تنها می تواند اتاق خود و صفحه تلویزیون باشد که با مختصر صرف پول و وقت با تلویزیون به سراسر جهان سفر کند و دوباره به اتاق امن خود باز گردد.حال این سوال پیش می آید که آیا همه واقعیت های جهانی وپدیده های جغرافیای انسانی از طریق تلویزیون تولید می شود؟هابرماس نظریه پرداز برجسته جهانی نظر مخالفان مدرنیته را با دقت مطرح می نماید و می گوید:آنهایی که روشنفکری و روشنگری را طرحی شکست خورده و ناسودمند دانسته اند دو دسته اند : یکی کهنه گرایان و کهنه کیشان که داعیه ی بازگشت به دوران قبل از مدرنیته رادرسر می پرورانند وبا تاسف از یادمان های گذشته یاد می کنند.دسته ی دیگر محافظه کاران نو هستند که با مدر نیته تا جایی که به جامعه در راه پیشرفت مادی و تکنیکی وگسترش سرمایه داری مدد می رساند هم داستانند .در این میان گروه سومی هم هستند که او آنها را محافظه کاران جوان می خواند این گروه به صورت خستگی ناپذیر از ابزار عقل مدرنیته سود می جویند اما بن مایه های آن را می کوبند ودر جهت نفی آن گام بر می دارند.هابرماس از نتایج برداشت انتقادی کسانی چون دریدا میشل فوکو لیوتار پیشگامان پست مدرنیسم نسبت به مدر نیسم سخت بیمناک است و می گوید:چنین انتقادی این خطر را دارد که به فروپاشی تمامیت خرد و عقلانیت بینجامد در این صورت دیگر نمی توان میان علم وشعر ویا حقیقت و توهم اعتباری قائل شد.
جغرافیا دانان پست مدرنیسم ونظریات آنها
قرن بیست ویکم را در حالی آغاز کردیم که اقتصاد سیاسی جهان بر بی ثباتی و باز ساخت تاریخی گرفتار شده است. فضا های قدیم جغرافیایی از کارکرد باز می مانند و فضاهای جدید با کارکردهای نو بوجود می آیند .این عصر جدید که در جغرافیای امروز با عنوان پست مدرنیسم خوانده می شوددارای ویژگی های جغرافیایی خاص خود می باشد.و مارا به شناخت عمیق این مسایل ناگزیر می سازد.در جغرافیای عصر پست مدرن مرزهای رشته های علمی فرو می ریزد و یک نهضت میان رشته ای نظیر شاخه های جغرافیای انسانی زمان ما بوجود می آید.از طرفی در مطالعات جغرافیایی سنت های سیاسی غرب کم رنگ می شودنفوذ واقتدار موسسات اجتماعی کاهش می یابد.و بنیاد گرایی مذهبی باز می گردد.در سال 1984 فردریک جمسون ودر1989ادوارد سوجا بااثر معروف خودبا عنوان جغرافیای پست مدرن شهر لس آنجلس را نمونه اصیل یک شهر پست مدرن مورد مطالعه قرار می دهند.اثر سوجا مسیر جدیدی را در انتخاب یک شیوه نو در بازنمایی نقشه های ادراکی شناختی از شهر مطرح می کند.در سال 1989درک گریگوری مقاله ای با عنوان افتراق مکانی وجغرافیای انسانی پست مدرن منتشر می کند.او در این مقاله ونوشته های دیگر خود بهره گیری همزمان و هماهنگ اقتصاد سیاسی نظریه های اجتماعی و مطالعات فرهنگی را پست مدرنیزه کردن جغرافیا می داند .در همان سال دیوید هاروی اثر خود وضعیت پست مدرنیته را منتشر می سازد .هاروی و سایر جغرافیا دانان رادیکال معتقدند که در منطق انباشت سرمایه فرهنگ از طریق اقتصاد تولید می شود. و در نهایت هم فرهنگ وهم اقتصاد از طریق منطق سرمایه به حرکت در می اید .در سال 1991 ان تامس پست مدرنیست را تخریب تمایز بین فرهنگ متعالی و فرهنگ توده پسند می شمارد. در سال 1992 چریس فیلو در مقاله ای با عنوان جغرافیای روستایی فراموش شده یادآور می شود که تاکنون متخصصان جغرافیای روستایی با دوربین طبقه ی متوسط و مردان و با روایت های مدرن به بررسی روستاها پرداخته اند. در تعقیب این تفکر پست مدرن مطالعه ی زندگی اجتماعی-اقتصادی زنان کودکان نوجوانان بیکاران سالمندان طبقه ی کارگر فقیران اقلیت های قومی در روستاها شروع می شود. در واقع نگرش پست مدرن به روستاها یک نوع نگرش ساختار زدایی در جغرافیای روستایی به ویژه در محیط های دانشگاهی بوده است.در جغرافیا پست مدرن صدای فقیران زنان طبقه ی کارگر بی خانمانان از پاافتادگان و اقلیت های قومی که فاقد قدرت و توا ن لازم در زندگی می باشند به اندازه صدای مسولان کشورها شنیده می شود.در جغرافیای پست مدرن همه ی این واقعیت های جغرافیایی مثل کالا تولید می شوند وهمه ی این تولیدات جغرافیایی ساختار های اجتماعی می یابند.در جغرافیای پست مدرن عنصر طبقاتی مهم می باشد که دموکراسی شرط لازم آن است . مهندسان و معماران دانشمندان علوم اجتماعی و نویسندگان و کسانیکه عوامل فیزیکی شهر را تشکیل می دهند یعنی طبقه متوسط در مرکز قرار دارند.در این راستا پست مدرنیسم به شهر های بزرگ اهمیت زیادی می دهد.در جغرافیای پست مدرنیسم یکی از تعهدات علم جغرافیا تحلیل عمیق در زمینه ی اصول اخلاقی و جهان بینی در رفتار فضایی (اعمال مشهود)انسان می باشد.از این نظر جغرافیای اخلاقی وارد ادبیات جغرافیایی می شود و بدین سان حوزه نگرش می یابد. که احساس و ادراک مختلف از(درست و نادرست)چگونه در مکانهای مختلف عمل می کنند وچرا این احساس و ادراک مختلف در سایر مکانها قابل پذیرش نیست؟هدف این است که همه ی زوایای روحی و اخلاقی انسان در تبین ساخت های جغرافیایی بکار گرفته شود. در جغرافیای پست مدرن مطالعات مربوط به بهره کشی های استعماری با توجه به نظریه های هویت نقش قدرت و تولید فرهنگ اعتبار می یابد.وجغرافیای فرهنگی مسیر نوینی را انتخاب می کند.روابط میان گروه های سلطه گر با سایر گروه ها و آگاهیهای مردم از نا برابری ها ی سیاسی اساس کارجغرافیای فرهنگی را تشکیل می دهد.در ضمن حساسیت نسبت به اینکه علم و شناخت چگونه و بدست چه کسانی و برای چه هدفی ساختار می یابد افزوده می شود.در عصر پست مدرنیسم مرز میان فرهنگ عالی و فرهنگ خشن شکسته می شود بدین سان که هیچگونه اصولی در مصرف فرهنگی رعایت نمی شود. به عنوان مثال:فرهنگ لطیف اپرا رابا فرهنگ خشن فوتبال که در سراسر جهان روی آن سرمایه گذاری باور نکردنی صورت می گیرد رامقایسه کنید تا آنجا که هم اکنون در آگهی های تجاری اسبها شوت می کنند. وگاوها در مسابقه ی پرش ارتفاع شرکت می نمایند.
پست مدرنیسم نه تنها همجواری مباحث مختلف التقاط و ایماژهای گوناگون را مجاز می شمارد بلکه آن را ترغیب می کند ذوق وسلیقه ها التقاطی است مستخدمه های فیلیپینی در دبی کارگران ترک در آلمان ، خرید استودیوم های فیلم هالیود توسط ژاپنی ها، عطر فرانسوی زدن ،لباس انگلیسی پوشیدن، به موسیقی جامائیکایی گوش کردن ،اختلاط اقوام مختلف نمونه هایی از سلیقه های التقاطی است.از این نظر پست مدرنیسم افکار فرهنگ ها و ارزش ها را در هم می ریزد.یکی از مشخصه ها ی جغرافیای پست مدرن ورود نئو مارکسیسم یا پست مارکسسیم به ادبیات جغرافیایی است که در تقابل باجغرافیای رادیکال قرار می گیرد.پست مارکسیسم خود را از جبر اقتصادی مارکسیسم کلاسیک و فرا روایت ها رها می سازد و به جریانهای فرهنگی به ویژه مردم شناسی فرهنگی بیش از شرایط اقتصادی می پردازد.در این زمینه اسکات لش پست مدرنیسم را کاملاً یک پارادایم فرهنگی می شناسد که نظیر سایر پارادایم ها ی علمی دارای شکل بندی اجتماعی –زمانی است.جمسون و عده ای از رادیکال ها با بکار گیری مفاهیم سوسیالیستی پست مدرنیته را یک شیوه ی تولید و یک دوره منطق سرمایه داری پسین می دانند که با سرمایه داری چند ملیتی و با کالایی کردن فرهنگ ویژگی می یابد.با توجه به شرایط جهان ما جغرافیادانان رادیکال معتقدند که پست مدرنیسم به منزله ی یک ایدئولوژی و به مثابه ی یک بیماری مهلک با تغییرات عمیق ساختاری به کلیت جامعه ی ما چنگ انداخته است و هدف آن تنها تثبیت شیوه ی تولید سرمایه داری است. در عصر پست مدرنیسم د ولت رفاه که با انواع یارانه ها به کمک کم درآمد ها و محرومان دنیای سرمایه داری می شتافت به کلی بر چیده می شود و خصوصی سازی تنها درمان عقب ماندگی کشور ها شناخته می شود.فضامندی از مفاهیم خاص پست مدرن محسوب می شود واز نظر جغرافیادانان به مفهوم تولید اجتماعی فضا و ماهیت مادی آن می باشد.فضامندی پست مدرن از یک فضای نا همگون با تعدادی از مکان ها تشکیل می شود این فضا دارای چنان شرایط ناهمگون ونامتجانس است که مشکل بتوان برای همه ی آنها یک منطق مشترک پیدا کرد.زیرا در محدوده ی این فضامندی همه چیز به دلیلی بیرون از مکان قرار گرفته است.پست مدرن به منزله ی یک دستگاه ثروت و دارایی جهش یافته می باشد که به نحوی به یک اقتصاد سیاسی آشفته وصل شده است. بنابر این هم اکنون پول قدرت و ثروت از مباحث جغرافیای پست مدرن می باشد.در پست مدرن در جغرافیای ناحیه ای و جهانی سیاست و اقتصاد دست در دست هم دارند تا مبنای جهانی شدن را با کارکرد اقتصادی پیوند دهند .این جهانی شدن دارای مدل ساده علت و معلولی نیست واز یک علت واحد ی نیز منشا نمی گیرد اما سهم بیشتر آن مربوط به تحولات اقتصادی جهان است.در تاریخ بشر سابقه نداشته است که بازارها و دموکراسی غربی تا این حد در جهان گسترش یابد و چون همه ی تحولات ناحیه ای شکل جهانی بخود گیرد جهانی شدن با شهر گرایی و کلان شهر گرایی پیوندی نزدیک دارد .در اینجا شهرهای جهانی علت ومعلول جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ اند. و از طریق شهر های جهانی تقسیم کار جهانی صورت می گیرد.پس در جهت حاکمیت اقتصاد و فرهنگ غرب لازم است همه ی کشور ها به سرعت بسوی کلان شهر گرایی حرکت کنند.این جریان که در سه دهه ی گذشته اتفاق افتاده است هم اکنون نیز در حال مداومت می باشد.در شهرهای جهانی علاوه بر تقسیم کار جهانی نوعی شیوه ی جدید نظم که از ویژگی های آن حذف نظارت دولت ها و همکاری بخش خصوصی است برقرار می گردد.در این شهرها اصلاحات تجاری گزینشی یارانه های سنگین به تکنولوژی ها ی جدید و تجارت الکترونیکی صورت می گیرد.بدین سان چند شهر عمده ی جهان نقش کلیدی در گردش های انباشت سرمایه در نظام جهانی بر عهده می گیرند .به نظر میرسد که امروزه منطق سرمایه بجای علم فضایی و منطق فضایی می نشیند. درمقابل عده ای بر این باورند که اگر تفکر عصر پست مدرن تسلط زمان بود که در شکل و ساخت و تکامل و توسعه مطرح می شد. از اواخر قرن بیستم و در عصر پست مدرن فضا به منزله کانون تفکرات ما درمی آید.در نتیجه آینده نگری بیشتر بر پایه ی زمینه های جغرافیایی عملی میشود. در جهانی که تصمیم گیری های شرکت های جهانی برآن مسلط می باشد و در آن گسترش سرمایه و اطلاعات به صورت سریع انجام می شود به سادگی می توان دریافت که چگونه عملکردها در یک مکان تاثیراتش را بر سایر مکانها ظاهر می سازد. واقعه 11سپتامبر امریکا نمونه ی روشنی به این گفته است.از این رو (جهانی گشتن –محلی شدن)از مشخصات پست مدرنیسم می باشد.جغرافیا دانان رادیکال از این جریان با عنوان "توسعه ی ناپایدار سر مایه داری " نام می برند. بی جهت نیست که جغرافیای پست مدرن بتدریج خود را از اثبات گرایی مطلق رها می سازد و به تفسیر هرمنوتیکی نز د یک می کند.تا آنجا که نظریه ی اثبات گرایی (پوزیتیویستی) به عنوان نظریه ی بوروژوایی ودر خدمت قدرت های جهانی از جغرافیا حذف می شود.
جغرافیا دانان مشهور پست مدرنیسم عبارتند از: پتر ماردن، لارنس برگ، ام کوری ، درک گریگوری، جی لاورنیگ، ریچاردپیت، ام هانا، ادوارد سوجا، سی فیلو، دیوید لیو نیگیستون،دیوید هاروی، پی کلارک. آنچه در زیر می آید وجوه مشترک آنها در بارۀ تأ ثیرات پست مدرنیسم در جغرافیا می باشد.
1. حساسیت جغرافیا دانان را نسبت به هم در تنیدگی سیاست، فرهنگ و اقتصاد بیشتر کرد. روی فرهنگ بویژه روابط بین فرهنگ معاصر و فرهنگ های غیر غربی تأثیر گذاشت و یک نوع باز نمایی قومی را در جغرافیا سبب گردید.1
2. پست مدرنیسم ابتدا به صورت یک جنبش مخالف در نظریه های معماری و ادبیات مطرح شد وبعد سایر شاخه های علمی را تحت تاثیر قرار داد. در جغرافیا نیز در مرحله نخست روی محیط انسان ساخت و تولید فضا تاکید کرد وسپس آینده ی منطق جغرافیایی رامورد توجه قرار داد.
3. در زمان ما هر اثر جغرافیایی که فاقد نظریه های اجتماعی اقتصادی سیاسی و مطالعات فرهنگی باشد به عنوان جغرافیای توصیفی شناخته می شودو جغرافی دانان نیز در تالاب غفلت غوطه ور می گردند.
4. چنین به نظر میرسد که اساس جغرافیای فرهنگی زمان ما را شناخت تحلیل و تاثیرات حقوق شهر وندی در محیط تشکیل می دهد.
5. عامل قدرت که از دهۀ 1970 در جغرافیای رادیکال آغاز شده بود در همۀ زمینه های اجتماعی بکار گرفته شد. بررسی عامل سلطه ، چگونگی پیدایش ، تأثیر در محیط های جغرافیایی ,علل استمرار آن و بالاخره گذرگاههای فرعی سلطه، در تحلیل مسایل جغرافیایی مورد توجه قرار گرفت.
6. با ورود پست مدرنیسم به جغرافیا ،نظریه های اجتماعی نظیر (فضا،تولید اجتماعی است)به سرعت در تحلیل های جغرافیایی افزایش یافت .
7. شاید مهم ترین تأثیر پست مدرنیسم در جغرافیا ،تأیید مجدد فضا ،در نظریه های اجتماعی انتقادی می باشد.
8. در مطالعات جغرافیایی ، عصر فوردیسم (تولید انبوه) به عنوان عصر مدرنیسم (نو گرایی) و عصر فرا فوردیسم( انباشت انعطاف پذیر سرمایه) به عنوان عصر پست مدرنیسم (فرانوگرایی) شناخته شد.
9. پست مدرنیسم به جغرافیا ، چشم انداز فلسفی نو بخشید .از آن جمله بود: دیدگاه فرا ساخت گرایی ونظریه روانکاوانه
10. در دورۀ پست مدرنیسم ،سیاست ها ی تمایز آمیز نسبت به اقوام غیر غربی ، زنان و کودکان و رنگین پوستان، سلسله بحث هایی را در محافل علمی و دانشگاهی برانگیخت که چغرافیا و کثرت گرایی قومی، جغرافیا وسالمندان،جغرافیا و کودکان ،جغرافیای فمنیستی(اصالت زن) نمونه های روشن این جریان بود .
11. فضای پست مدرنیستی ، تغییراتی در حوزه های شهری ، بویژه در امر بر نامه ریزی شهری ، بویژه در فرایند کار و توسعه را موجب گشت که در زمان ما با دگرگون سازی فرهنگی و اندیشه کارانه همراه بوده است . با رژیم انباشت انعطاف پذیر در فرایند کار ، تولیدات بازار کار و الگو های مصرف بوجود آمد . در واقع انباشت انعطاف پذیر سرمایه و پست مدرنیسم در هم آمیخت .
12. در شهرها ، میراث مدرنیته ، یعنی بر جهان شیشه ای ، بلوکهای موزون و قطعات فولادی که بر شهرهای مهم جهان مثل پاریس ، توکیو ، مونترال و ریودوژانیرو تسلط داشت به تدریج تغییر یافت . بدین سان که از نظر دیوید هاروی ، سبک معماری پست مدرنیسم در پاره ای از موارد به صورت تزئینی و تقلیدی از میدانهای قرون وسطی و دهکده های ماهیگیری در می آید. در مدرنیسم فضای شهری بر اساس هدفهای اجتماعی شکل می گرفت ،بر عکس پست مدرنیست ها فضا را شئی مستقل که بیشتر جهت هدفهای زیبا شناختی شکل یابی می کند در نظر می آورند. با این همه ، در داخل شهرها ، معماری ، برنامه ریزی و توسعه تأکید بر مقیاس های بزرگ ، فرد گرایی تکنولوژیک ، کار کرد کار آمد و سبک التقاطی را در پیش می گیرد.زیبایی التقاطی که در معماری شهری دیده می شود ،ارتباط نزدیکی را با عامل قدرت در مکان ها و شرایط اجتماعی به نمایش می گذارد .بنا بر این کنترل فضا یک مقوم اساسی در پست مدرنیسم محسوب می شود.
13. در جغرافیا پست مدرن گفتمان دارای یک حوزه راهبردی به مفهوم گزاره ها نظریه ها مفاهیم هدفهای تحلیل وروابط متقابل میان آنهاست. از طرف دیگر اگر همه چیز را در گفتمان خلاصه کنیم نظریه فوکو یاما را تحت عنوان پایان تاریخ وآخرین انسان پذیرا می شویم که لیبرالیسم نو در جهت خاموشی نهضت های رهایی بخش آن را تبلیغ می کند.
14. در جغرافیای زمان ما پیوستگی نظریه های خرد وکلان به نفی جغرافیای توصیفی امکان می دهد.
15. تحت تسلط سرمایه داری ، تولیدات فرهنگی با تولیدات کالا یکپارچه می شود ویک تسلط جدید فرهنگی در فیلم تلویزیون ،موزیک پاپ و مد بر زندگی روزانه مردم سایه می افکند. بدینسان که تولیدات فرهنگی در چهار چوب شرایط سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی صورت میگیرد .روی این اصل در بحث پست مدرنیسم و مدرنیسم ، عامل فرهنگ در کانون تحلیل های جامعه در مرحله نهایی سرمایه داری قرار می گیرد.
16. تاکنون جغرافیا همواره به صورت جغرافیا مذکر مطرح بوده است .اغلب اثار جغرافیایی نیز بوسیله ی مردان طبقات متوسط تهیه شده است.
17. در جغرافیای پست مدرنیستی ، تبیین تفسیری ( هرمنوتیکی ) در تقابل با اثبات گرایی (پوزیتیویسم) اعتبار می یابد.
18. از نظر جغرافی دانان معتقد به پست مدرنیسم هم اکنون زمان آن فرا رسیده است که در جغرافیا بنیاد گرایی کلاسیک را رها سازیم و حتی آنرا مرده انگاریم . از این رو اصول و قواعد کهنه جغرافیا نمی تواند در زمان ما کار ساز باشد.
19. .الزامات جهانی تولید کالا و گردش سرمایه نشان می دهد که لازم است در همه ی نواحی جهان سرمایه به منزله ی اساس تعاریف روشن از فضا و زمان شناخته شود
20. از نظر جغرافی دانان رادیکال هر جامعه و هر شیوه تولید فضای خاص خود را بوجود می آورد اضافه می کنند که آرمان ها و امید های ما برای آینده بشر در سه محور عمده خلاصه می شود.الف)حذف نابرابری ها در میان ملت ها
ب)توسعه همانند و برابر در داخل ملت ها ج)کمال پذیری واقعی بشر
منابع:
مقاله جغرافیا وپست مدرنیسم شماره 526 دکتر حسین شکوئی
1. اندیشه های نو در جغرافیا " " "
2. جامعه شناسی پست مدرنیسم ، اسکات لش ترجمه حسن چاووشیان
3. پسامدرنیته ،دیوید لایون ترجمه محسن حکیمی
4. فصل نامه مصباح شماره 40
5. فصل نامه بصیرت شماره 37
6. فصل نامه علوم اجتماعی شماره 9
7. مجله رشد آموزش علوم اجتماعی شماره 4-5
8. گاهنامه آرا شماره 2
9. سایت اینترنیتی باشگاه اندیشه