X
تبلیغات
وبلاگ دانشجويان جغرافياي طبيعي رشت - جغرافیای طبیعی

جغرافیای طبیعی:استمپ جغرافیدان معروف انگلیسی جغرافیای طبیعی را بدینسان تعریف می کند .((مطالعه جغرافیایی از چهره های طبیعی سیاره زمین)) این رشته از جغرافیا به تجزیه و تحلیل و سنجش پراکندگی اشکال زمین.آب و هوا .آبها.خاکها.گیاهان.حیوانات.معادن وسایر پدیده های طبیعی می پردازد(دکتر حسین شکوئی ۱۳۸۱) شاخه های اصلی جغرافیای طبیعی را می توان بشرح زیر مورد مطالعه قرار داد.

شاخه های عمده جغرافیای طبیعی

1. ژئومورفولوژی (شناخت و بررسی پیکرهءخارجی سطح زمین)

که علم مطا لعه فراینده های تشکیل دهنده ناهمواری سطح زمین و تحولات آنها و اثر انها بر زندگی انسان امروز است این علم با استفادهاز تجربیات گذشته چون سیکل فرسایشی به  اینده نگریهایی نیز دست میزند

2.اقلیم شناسی

وظیفه بررسی و طبقه بندی اب وهواهای مسلط بر کره زمین را بر عهده دارد و برای این مقصود از داده های هواشناسی بهره میگیرد

3.هیدرولوژی یا آبشناسی  به بررسی اب رودها دریاچه ها و دریاها و اقیانوسها و خصو صیات فیزیکی وحرکات انها نیز از وظایف هیدرولوژی است که گاه به ان جغرافیای آب نیز میگویند

3.جغرافیای خاک

وظیفه تشخیص و طبقه بندی خاکهای مناطق مختلف جغرافیایی را بر عهده دارد و دارای ارتباط نزدیکی با علم خاک شناسی است

4. جغرافیای زیستی

که پراکندگی جانوران و گیاهان را در مناطق مختلف سطح زمین مطالعه میکند ولی از آنجا که گیاهان تبعیت بیشتری از محیط زیست خویش دارند در جغرافیای زیستی نیز بیشتر به انها توجه میشود

5.سجش از دور

اگرچه مورد استفاده رشته های بسیاری قرار می گیرد که با منابع زمین سرو کار دارند ولی استفاده ازاین تکنیک در بررسی مناطق باالقوه زمین کارایی جغرافیا را در دو بعد طبیعی و انسانی  به سر حد کمال رسانده است                                                                                                                                                   

در اینجا لازم به ذکر است که رشته های مختلف جغرافیا ی طبیعی پیوندی قوی و نزدیک با یکدیگر دارند.بنا براین لازم ان است که همه موارد فوق به صورت ترکیبی و با استفاده روش سیستمی در جغرافیای طبیعی مطرح گردند و هر یک نقش ویژه خویش را در مطالعات ایفا کنند تا توجه به یک مورد موجب غفلت از سایر موارد نگردد         (فرهنگ اصطلاحات جغرافیای طبیعی تالیف دکتر سیاوش شایان )

اما بحث بیشتر درباره ژئومورفولوژی

این علم از دیر به وسیله دانشمندان وجغرافیدانان یونانی بی انکه نام مشخصی داشته باشد شناخته شده بود وبعدها در دوره رنسانس لئوناردو ونسی وبرنارد پالیسی در گسترش ان پیش قدم شدند تئونارد دوونسی در یاداشتهای خود از روابط مهمی که بین ابعاد دره ها و رودخانه ها وجود دارد سخن میگوید و در قرن نوزدهم ژئومورفولوژی یکی از شاخه های سیستماتیک علوم مربوط به زمین میگردد

همچنین کاربرد ژئومورفولوژی در اوایل قرن نوزدهم به وسیله مهندسان هیدرولیک که مامور ایجاد کانالهای ابی  وتقسیم رود خانه ها بودند مورد توجه قرار گرفت و ژئومورفولوژی دینامیک نیز در تنظیم طرحهای ایمنی و حفاظت راهها مورد توجه مهندسین عمران ناحیه ای واقع شد

جنگلبانان نیز به نوبه خود دریافتند که در جهت مبارزه علیه فرسایش خاک به وسیله سیلابها می توان از علم ژئومورفولوژی استفاده کرد و به همین منظوردر قرن نوزدهم درخت کاری حوضه های سیلابی متداول شد

زمین شناسان به نوبه خود نیز در جهت تعیین تاریخ زمین شناسی تحول ناهمواری را مورد توجه قرار داده اند چنانکه در اواخر قرن قرن 18هوتون مبتکر این روش بوده و تحقیقات نامبرده چند سال بعد بوسیله پیلفر و جیکی و لئیل تعقیب شده  است .در اواسط قرن 19زمین شناسان انگیلیسی اولین کسانی بودندکه مفهوم پیدایش دشتگون را بیان داشته اند در کشور فرانسه ژنرال دولانوئه و مارژری که اولی توپوگراف ودیگری زمین شناس بود اشکال کلاسیک ناهمواری ژورایی را با توجه به ساختهای چین خورده ان بررسی کرده اند ودر سال 1888 کتاب جالبی تحت عنوان مقدمه بر ژئو مورفولوژی به چاب رسانیده اند

در همان زمان در آلمان ریشتوفن پایه علم ژئومورفولوژی را پی ریزی کرده است  و نوشته های نامبرده که بیشتر بر روی تجارب شخصی بوده است شکل یابی های محتلف ناهمواریهای زمین را که ناشی از اثر انواع مهم اب وهوا است نشان میدهد

این قبیل بررسیها ی پراکنده بعدا به وسیله ویلیام موریس داویس تئوریسین معروف تکمیل گردیده  و نامبرده تئوری معروف سیکل فرسایش را پیشنهاد میکند و با ارائه این تئوری ژئومورفولوژی وارد مرحله جدیدی میشود و داویس شخصیت علمی جهانی پیدا میکند و مکتب وی در  انگلستان وفرانسه توسعه می یابد و ایده ها ونظریه های وی در بسیاری از نشریات علمی انشار وبررسی میشود.در کشور فرانسه امانوئل دومارتون یکی از طرفداران میانه رو دیویس در سال 1910مقاله ای درباره اثر آب و هوا بر اشکال ناهمواریهای زمین منتشر ساخته و قبل از جنگ جهانی دوم فکر جغرافیای منطقه ای را تکوین میکند همچنین بولینگ ژئومورفولوگ معرو.ف فرانسوی نیز یکی ازطرفداران جدی داویس بود ولی در کشور المان تئوری داویس طرفدار زیاد پیدا نکرد                                                                

در حال حاضر ژئومورفولوژی در مسیر جدیدی قرار گرفته است وتئوری دیویس به علت سیستماتیک بودنش به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است

عقاید امروزی بیشتر تمایل دارد که روشهای علمی را جایگزین تصورا متافزیک نماید به همین جهت تحت تاثیر نظریات شولی سیستمهای فرسایشی جایگزین سیکل فرسایشی شده است و به یک نوع گرایش کاملا روشن نسبت عقیده وی در روش همه متخصصان فرانسوی و المانی و شوروی دیده میشود

بعلاوه ژئومورفولوژی جدید بیشتر مبتنی بر مقایسه سیستماتیک اشکال ناهمواریها و نهشته هایی است که موجب تعیین سن انها میگردد و همچنین تعیین اشکال اولیه و اصلی ناهواریها وبالاخره شناسایی فرایندها و           محیط مورفو کلیما تیک  هنگامیکه ناهمواریها را به وجود اورده اند مورد توجه میباشد

امروزه یک ژئومورفولوگ خوب خود را مجهز میکند تا به تنهایی بتواند چگونگی تخریب سنگها  ونهشته های تخریبی را مورد مطالعه قرار دهد

همچنین ژئومورفولوژی از مطالعهت اماری برای بررسی اشکال ناهمواریها بهره می گیرد و سعی دارد در تحول ناهمواریهای زمین علیرغم پیچیده بودن مسئله دینامیک طبیعت سهم فرایندهای مختلف ناشی از اب و هوا و پوشش گیاهی و ماهیت سنگها وساخت زمین و تغییر شکلهای تکتونیکی ومیراث مراحل اولیه تکامل را از نظر دور ندارد .

در اینجا باید یاد اور شد که بین ژئومکورفولوژی و سایر علوم از جمله خاک شناسی هیدرولوژی واکولوژی واب وهوا شناسی رابط نزدیک وجود دارد زیرا عوامل این قبیل علوم بیشتر در سطح زمین موثرند بعلاوه مطالعات ژئومورفولوژِی یک ناحیه با دانستن اطلاعات حاصله از علوم ذکر شده اسانتر میگردد   

 نوشته ماکس دریو ترجمه دکترمقصودخیام        

+ نوشته شده توسط ؟؟ در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 15:23 |